نه در خیابان

خرید بک لینک
این یادداشت روز ۲۱ دی در صفحهی آخر  روزنامهی ایران منتشر شده است:

چند روز بعد از آن آلودهگی شدید هوا دیگر خبر و نظری دربارهی آن نمیبینیم. موکول شد گویا به تشدید دوبارهی آن در روزهای نامعلوم آینده. اعتراضهای خیابانی هم کمی دیگر دربارهاش حرف زده میشود و خبررسانی میشود و لابد دوباره فراموش میشود تا جایی باز مسئله بشود و تازه بشود آن اعتراضها. انگار مسائل و بحرانهامان آنقدر زیاد است که هر چیزی تا بحرانی نشده باشد، پشتگوش میاندازیمش و میسپاریمش به آیندهیی نامعلوم. البته بعضی هم پیشبینی میکنند که بهزودی فلان و چنان خواهد شد، گاهی با ادله و شواهد و گاهی بدون آن. و باز انگار منتظر مینشینیم تا چه پیش بیاید.

خیلیها این روزها میگویند این اعتراضها را پیشبینی کرده بودند، و آن آمدن به خیابان را اعتراضی به وضعیت بد معاش بسیاری از مردم میدانند و بهخصوص طبقهی تهیدست جامعه. آیا واقعاً این طور است و آیا واقعاً همان چه پیشبینی کرده بودند اتفاق افتاده؟ آیا این اعتراض اقتصادی بخش خاموش جامعه بود؟ من این جا کاری ندارم به علل شروع و علتهای بیرونی این اعتراضها (که خودش موضوع مهمی است و حتماً پیگیری خواهد شد از طرف مسئولانش). فقط میخواهم به خود آن چه در خیابان اتفاق افتاد نگاه کنم. به گواه فیلمهای زیادی که پخش شد و همه دیدند، نه چندان خبری از آدمهای پابهسنگذاشته بود (که مستقیم درگیر معاش خانواده هستند)، و نه زنان بهطور کلی، بهخصوص زنانی که خانهدار به نظر بیایند. در شعارها هم به سختی میشد رنگ اقتصادی دید. دوباره حتماً میشود به فیلمها نگاه کرد و دید که اکثریت قریب به اتفاق معترضان جوانها هستند، با شعارهایی تند، که گویای نارضایتیشان از همه چیز است و عاصیشدنشان از زندهگییی که دارند. در اینها کسی شک دارد؟ نگاهی دوباره و درست به فیلمها و گفتههای شاهدان حتماً این شک را برطرف خواهد کرد، که مردمی صرفاً از طبقهی تهیدست (که طبعاً باید بیشتر سن و سال داشته باشند و شعارهاشان اقتصادی باشد و اعتراضهاشان هم از همان جنس) به خیابان آمده باشند برای طرح اعتراضهاشان. اتفاقاً مردمی از این دست خوب میدانند که جای طرح شعارهای اقتصادی نه کف خیابان است و نه سردادن چنین شعارهایی.

من در آن فیلمها جوانهای بیآیندهیی را میبینم که از همه چیز عاصیاند؛ از گذشته و از حال و از بیکاری و از نداشتن تفریح و از نداشتن امید. اینها ریشهی اقتصادی دارد؟ بله، حتماً بخش مهمیاش ریشه در اقتصاد خراب و بیکاریشان دارد و نداشتن امید به آینده. اما آیا اعتراضشان فقط به همین خلاصه میشود؟ آیا بهفرضِ رفع بیکاری اعتراضهاشان هم تمام خواهد شد؟ نمیبینیم که آنها از همه چیز عاصیاند؟ و اگر قبول داریم که معترضان اغلب جوان بودند، آیا نباید مشکل اولشان را فرهنگی بدانیم؟ ذلهشدن از فساد گسترده که امکان پیشرفت را ازشان می گیرد، ناامیدشدن از انتخاب کار و طریق زندهگی، عاصیشدن از بگیروببندها که حتا برای کنسرت و جشن و هر فعالیت هنری و فرهنگییی هم هست و آن هم وقتی که این همه معضل وجود دارد در کشور؛ اینها را نباید برایشان مهمتر بدانیم؟

میدانم که هیچ چیز از بیکاری بدتر نیست، حتا برای جوانهایی که فقط باید خرج خودشان را بدهند و نه اعضای یک خانواده را، اما این فقط میتواند یکی از زمینهها و علتهای چنان اعتراضهایی باشد و نه تمامش. فروکاستن آن اعتراضها به اعتراضهای معیشتی (و آن هم به رغم تمام شواهد موجود) به نظرم کمکی به حل مسئله نخواهد کرد و وقوع بحران را فقط به تأخیر خواهد انداخت. این که نبینیم عموم مردم، و بهخصوص جوانها، از وضع فرهنگی موجود ناراضیاند و گمان کنیم با رفع بیکاری و حل کم یا زیاد مشکلات معیشتی تمام مسائلشان حل خواهد شد، سادهانگاری است. اگر نبینیم این همه خشم را و این همه نارضایتی از همه چیز را و احساس ناامیدی و بیآیندهگی و به خصوص این که اختیار زندهگیشان دست خودشان نیست و نمیتوانند هیچ تغییری در وضعی که دارند بدهند، هیچ کمکی به حل مسائل نخواهد کرد. راهحل نه فقط در درستکردن معاش، که کلاً داشتن زندهگی بهتری است که خودشان هم امکان انتخاب شغل داشته باشند و هم نوع زندهگی و آینده براشان موهوم و تیره نباشد. آن وقت است فقط که دیگر فکر نخواهند کرد چیزی برای ازدستدادن ندارند و به هر قیمتی به خیابان نخواهند آمد و هر کاری نخواهند کرد.

۲۰ دی ۹۶


برچسبها: اعتراضهای دی ۹۶, روزنامهی ایران, حسین سناپور
+ نوشته شده در  جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۶ساعت 11:10  توسط حسین سناپور  | 

حسین سناپور...

ما را در سایت حسین سناپور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 187 تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1396 ساعت: 18:52

صفحه بندی