هانا آرنت بهجز گزارش دقیق از محاکمهی آیشمن در اورشلیم (در کتابی به همین نام، ترجمهی زهرا شمس، نشر برج)، انگار کار مهمتری میکند که همان نمایش ابتذالِ شرّ است. گزارشِ آرنت انگار تصریح دارد که آیشمن آدمی معمولی بوده است، نه باهوش، نه فرهیخته، و نه بااستعداد، فقط انگار دقیق و فرمانبردار و پیگیرِ اهدافی که مقامات بالاتر تعیین کردهاند. چنین آدمی اما مهرهیی مهم در سیستم کشتار نازیها بوده است. آیا هدف آرنت این نبوده که نشان بدهد چنین سیستمهای
توتالیتری اصولاً با چنین آدمهایی ساخته میشوند و کار میکنند؟ برداشت خودم از کتاب آیشمن در اورشلیم همین است.حتماً عوامل و علتهای متعددی هستند که سیستم توتالیتر را شکل میدهند که نقش آدمهای
مبتذلی مانند آیشمن یکی از آنهاست، اما نکتهی مهم انگار این است که چنین سیستمی اتفاقاً به آدمهای باهوش نیازی ندارد، به پیچومهرههایی نیاز دارد که ماشین توتالیتر را محکم کنند و پیش ببرند. آدمهای باهوش اغلب منتقد هم هستند، اشکالات را هم میبینند، مدام طرحهای نو دارند و به نوعی اخلالگر سیستمی هستند که نمیخواهد خود را اصلاح کند و ترجیح میدهد فقط سخت و صلب در جهت اهداف تغییرناپذیری که از ابتدا تعیین شده، پیش برود. پس چنین آدمهایی به درد سیستمهای توتالیتر نمیخورد، آدمهای مبتذلی به درد این سیستم میخورند که در یک سیستمِ مدامْ اصلاحشونده جایی جز آن پایینها ندارند و اما میخواهند خود را بالا بکشند و چیزی را به دست بیاورند که در حدشان نیست. چنین آدمهای مبتذلی فرمانبرداران خوبی هستند و کافی است دقیق هم باشند و فرمانها را خوب بفهمند و تمام همتشان را در همان جهت بگذارند. اینها چنان در سیستمهای توتالیتر رشد میکنند که همه را به ای حسین سناپور...
ادامه مطلب
ما را در سایت حسین سناپور دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 14
تاريخ: جمعه
30 آبان
1404 ساعت: 12:49