عیدی چنین، میانهی میدانم آرزوست

خرید بک لینک

لابد شما هم مثل من عکسهایی از آتشبازی و حضور انبوه مردم در شهرهایی که سال نو میلادی را جشن میگیرند، دیدهاید و مثل من فکر کردهاید که چرا آنها برخلاف ما ساعت تحویل سال را در خانه نیستند و آن را در خیابان و در کنار مردم دیگر جشن میگیرند. بله، مسئلهی جالبی است. چرا این همه تفاوت میان ما و آنها هست که ما عیدمان را خصوصی و خانوادهگی برگزار میکنیم و آنها عمومی و در شهر؟ موضوع فقط آتشبازی و چراغانییی است که آنها در شهرهاشان میکنند؟ نه، این خودش معلول و ناشی از آن روحیهی جمعی است. همان روحیهی جمعی که باعث میشود آنها بخواهند در کنار مردم کشورشان سال نو را جشن بگیرند. سال نو مربوط به همهشان است و آنها در آن احساس همبستهگی و یکیبودن میکنند. آیا ما هم چنین احساسی داریم؟ حتماً تا حدودی داریم، اما هنوز منافع خانوادهگی و خصوصی بر منافع ملیمان ترجیح دارد. هنوز همبستهگی خانوادهگیمان بسیار بیشتر است تا همبستهگی اجتماعیمان. هنوز خیلی مانده تا احساس یکیبودن کنیم با دیگر مردمان شهر و کشورمان. چه بسا در این سالها که مدام احساس ظلمدیدهگی، دزدیدهشدن فرصتها و ثروتها و شاهد زخمخوردنهامان بودهایم، این احساس رو به زوال هم رفته باشد. آیا اگر چنین جشنهای بزرگی در شهر برگزار شود، میتوانیم به خیابان برویم و جشن عمومی را بر خصوصی ترجیح بدهیم؟ نمیدانم. کاش چنین جشنهایی برگزار بشود، به همین باشکوهی و کاش برویم.

حسین سناپور...

ما را در سایت حسین سناپور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 195 تاريخ: پنجشنبه 12 دی 1398 ساعت: 15:46

صفحه بندی