خرید بک لینک

لحن یا حرف؟

در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «لحن یا حرف؟» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

این روزها، بیش‌تر از هر زمان دیگری، وقتی مطلبی می‌خوانم، به لحن نویسنده‌اش بیش‌تر از خودِ حرف‌های نویسنده توجه می‌کنم ـ به‌خصوص در یادداشت‌های کوتاه و به‌خصوص‌تر اگر شناختن نویسنده‌اش برام مهم باشد. بیش‌تر از هر زمان دیگری فکر می‌کنم لحن نویسنده حتا از خودِ نوشته‌اش (با تمام استدلال‌ها، استنادها، نکته‌سنجی‌ها و غیره) مهم‌تر است. این‌که چه‌قدر طعنه‌زن است، یا شوخ، یا فروتن، یا عصبانی، یا طلب‌کار، یا در موضع‌ خودبرتربین،‌ و مانند این‌ها، به نظرم مهم‌تر است از آن‌چه می‌گوید. می‌دانم گاهی حرف‌ها آن‌قدر مهم‌اند، آن‌قدر بار دانشی و اطلاعی دارند که باید بشود لحن را نادیده گرفت و فقط به خودِ حرف‌ها توجه کرد، اما اگر بشود. اگر بشود هم چنین مطالبی نادرند و شاید در مقالات بلند ـ که اصولاً لحن خون‌سردتری دارند و معمولاً ناگهانی و جوابیه‌یی نوشته نشده‌اند ـ دیده می‌شود، نه در یادداشت‌ها که به مناسبت‌ِ اتفاق‌های روزمره و شاید هم پاسخ‌گویی نوشته شده‌اند.

به نظرم منش و شخصیت نویسنده، یا اصولاً آن‌چه او در اساس هست،‌ در لحنش نهفته است و نه در حرف‌هایش. شاید به همین دلیل هم تأثیرگذاری حرف‌هاش در درجه‌ی اول وابسته است به لحنش. حرف‌های هر نویسنده‌یی، هرچه هم درست و نکته‌سنجانه، هر چه بیش‌تر آغشته باشد به طعنه یا تمسخر یا عصبیت یا خودبزرگ‌بینی و مانند این‌ها، این لحن بیش‌تر مای خواننده را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند و گاهی جذب و بیش‌تر از آن دفع می‌کنند و احیاناً به‌مان حالت دفاعی در مقابل مطلبش می‌دهند و نمی‌گذارند چنان که باید حرف‌هاش را بشنویم و بفهمیم و با آن ارتباط بگیریم. دلیلش لابد این است که نمی‌توانیم نویسنده را از حرف‌هاش جدا کنیم و می‌فهمیم آن‌چه شخصیت و موضع نویسنده را برملا می‌کند لحنش است و نه حرف‌هاش. این توهم است که فکر کنیم به عنوان نویسنده‌ی هر مطلبی ما را با نکته‌ها و دانشی که در حرف‌هامان است می‌فهمند و ارزیابی می‌کنند. شاید هم خودآگاه یا ناخودآگاه همه‌مان می‌دانیم تأثیر اولیه و اساسی نوشته‌مان بر خواننده را لحن‌مان می‌گذارد که وقتی می‌خواهیم مخاطبی را مرعوب کنیم از لحن سنگین‌تر و فاضل‌مآب‌تر استفاده می‌کنیم و وقتی می‌خواهیم او را سرکوب کنیم،‌ از لحن تمسخرگر،‌ و وقتی می‌خواهیم کوچکش کنیم از لحن شوخ‌تر و سبک‌تر، و مانند این‌ها.

این‌ها را گفتم که بگویم، این ماه‌ها و سال‌ها بیش‌تر از هر زمانِ دیگری می‌بینم که لحن نوشته‌ها و به‌خصوص یادداشت‌های جوابیه‌یی که آدم‌ها (که خودم هم طبعاً جدای از آن‌ها نیستم) برای هم می‌نویسند،‌ حاکی از عصبانیت، خودبزرگ‌بینی، جنگ‌طلبی و مانند این‌هاست. و این شاید عارضه‌ی جمعی ماست در این سال‌ها که فضا برای تنفس کم شده است و آدم‌ها آن‌قدر از هم دور شده‌اند که هر کس خود را قلعه‌یی عظیم و در معرض تهدید فرض می‌کند.

۹ آذر ۹۹

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 8:24

صفحه بندی